.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

جملات کوتاه فلسفی و پند آموز از مارک تواین + زندگینامه

 

 

زندگی ، چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست . . .

 

 

 

 

 

 

راز پیشرفت در آغاز کردن است . راز آغاز کردن در آن است که وظایف سخت و پیچیده ی خود را به وظایف کوچکی که قابل مدیریت کردن باشند ، بشکنید و سپس از نخستین آنها آغاز کنید . . .

 

 

 

 

 

 

برای بهترین ایده منتظر نمان ، ایده بهتر را انجام بده ، بهترین نیز به دنبال آن خواهد آمد . . .

 


 

زندگی ، چیزی جز مبارزه میان عاطفه و عقل نیست . . .

 

 

 

 

 

 

راز پیشرفت در آغاز کردن است . راز آغاز کردن در آن است که وظایف سخت و پیچیده ی خود را به وظایف کوچکی که قابل مدیریت کردن باشند ، بشکنید و سپس از نخستین آنها آغاز کنید . . .

 

 

 

 

 

 

برای بهترین ایده منتظر نمان ، ایده بهتر را انجام بده ، بهترین نیز به دنبال آن خواهد آمد . . .

 

 

 

 

 

 

عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می‌ بیند . . .

 

 

 

 

 

 

الماس را جز در قعر زمین نمی توان یافت و حقایق را جز در اعماق فکر نمی توان کشف کرد . . .

 

 

 

 

 

 

بزرگان به کارهای کوچک و بی اهمیت بسیار زود رسیدگی می کنند . . .

 

 

 

 

 

 

صادق ترین ، بی توقع ترین ، مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کسی کتاب است . . .

 

 

 

 

 

 

یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به جای اولش برگردد ؛ اما در همین مدت ، یک حقیقت هنوز دارد بند کفش های خود را می بندد تا حرکت کند . . .

 

 

 

 

 

 

کار یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش باشید و بازی یعنی هر چیزی که مجبور به انجام دادنش نباشید . . .

 

 

 

 

 

 

کسی که نتواند خود را مهار کند ، بدون شک قادر به مهار دیگران هم نخواهد بود . . .

 

 

 

 

 

 

تفاوت بین حرف راست و حرف تقریبا راست مثل تفاوت صاعقه است با کرم شبتاب . . .

 

 

 

 

 

 

بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که به راستی احمقی !

 

 

 

 

 

 

ما در عمر خود نگران دشواریها و سختیهایی زیادی هستیم که بیشتر آنها هرگز روی نمیدهد . . .

 

 

 

 

 

 

بهترین راه برای درک هر چیز ، تجربه‌ کردن آن است . چون با حدس و گمان هیچوقت دانا نخواهی شد . . .

 

 

 

______________________________

 

 

 

ساموئل لنگهورن کلمنس ( به انگلیسی : Samuel Langhorne Clemens ) ( زادۀ ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ – درگذشتۀ ۲۱ آوریل ۱۹۱۰ ) که بیشتر با نام قلمی‌ اش ، مارک تواین ( مارک توِین ) ( Mark Twain ) ، شناخته می‌شود ، نویسنده و طنزپرداز آمریکایی بود . او شهرت خود را مدیون رمان ماجراهای هاکلبری فین ( ۱۸۸۵ ) و ماجرا‌های تام سایر ( ۱۸۷۶ ) است .

او در ۳۰ نوامبر ۱۸۳۵ در مرز میسوری در روستای فلوریدا با کلبه‌های چوبی پراکنده به دنیا آمد . پدرش قاضی بخش و تاجری کوچک و اصلالتاً اهل ویرجینیا بود که در کنتاکی درس حقوق خوانده و در همانجا به جین همپتون موخرمایی برخورده و با او ازدواج کرده‌بود . در ۱۲سالگی پدرش فوت کرد و سمیوئل مجبور شد در چاپخانه‌های محلی پادویی کند و بعد در روزنامه‌ای که برادرش اوریون دایر کرده‌ بود ، ابتدا حروفچین و سپس چاپچی شد . صفحاتی از روزنامه به مقالات طنزآمیز اختصاص داشت که سمیوئل آنها را می‌نوشت و با امضای عجیب‌ غریب چاپ می‌کرد . در ۱۸ سالگی به سنت لوئیس بزرگ‌ترین شهر میسوری رفت . سپس به نیویورک رفت و مدت کوتاهی در چاپخانه‌های کوچک کار کرد . در طی ۲-۳ سال به شهرهای مختلف می‌ رفت و در آنجا حروفچینی می‌ کرد . وی سفر نافرجامی به آمریکای جنوبی داشت . از ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۴ سوار بر کشتی بخار بر میسی‌ سیپی سفر می‌کرد . در ۱۸۵۹ مجوز ناخدایی کشتی گرفت و در این حین با امضاهای مختلف برای مجلات مقاله‌های طنز می‌نوشت . در جنگ داخلی آمریکا نقش کوچکی را بر عهده گرفت . در سال ۱۸۶۶ با آلتا کالیفرنیا برجسته‌ ترین روزنامه غرب قراردادی به این مضمون امضا کرد : خبرنگار سیار بدون محدودیت مکان زمان و سمت که دور کره زمین می‌ گردد و ضمن سفر گزارش می‌ نویسد .

 

سر انجام او با اولیوه لنگدن دختر یکی از صاحبان صنایع ثروتمند نیویورک پس از مغازلات بسیار ازدواج کرد . در بیست سال بین ۱۸۷۵ و ۱۸۹۴ شادترین و ثروتمندترین نویسنده بود و بهترین کتاب‌ هایش را در این مدت نوشت . اما در نیمه دهه ۱۸۹۰ اندوه و تلخ‌کامی روز افزونی نصیبش شد . دختر جوانش سوزی وقتی پدر و مادرش در خارج بودند مرد ، خانم کلمنس که سال‌ها بیمار بود از دنیا رفت و کوچک‌ ترین دخترش ناگهان در شب کریسمس فوت کرد . در ۱۹۰۶ انشای سرگذشتش را آغاز کرد . ۱۵ سال آخر عمرش را با نوشتن کتاب‌های جدّی و چند کتاب طنز گذراند . کلمنس نام مارک تواین ( مارک توِین ) را از ناخدای یک کشتی که با این نام در مجلات می‌ نوشت به‌عنوان ادای دِین گرفت و در تمام کارهای طنزش از این اسم استفاده کرد .

 



:: بازدید از این مطلب : 3671
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : جمعه 21 شهریور 1393
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید