.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

نمایش‌نامه‌ی: روز عزیزمرده

 

 

 

 

 

صدای زن – مامان، گوش بده ببین چی بهت می‌گم. فردا آزمایش داری. امشب غذاتو که خوردی دیگه نباید چیزی بخوری تا فردا صبح. الانم اون شربتت رو بخور. فهمیدی، مامان؟ الان باید اون شربتت رو بخوری. قاشقش همون بغله. اون قاشق کوچیکه که وقتی می‌بینیش خنده‌ات می‌گیره. باز انقده نخند که شُل بشی نتونی چیزی دستت بگیری. شربته رو بریز تو همون قاشقه و بخور. مامان، اون شربت رو باید به اندازه بخوری. این که شیشه‌ی شربت رو بذاری دم دهنت و هورت بکشی فایده نداره .کم و زیاد بشه خاصیتش از بین می‌ره. یه دستمالم بذار جلوی پیرهنت شربت نریزه لکش کنه. دستمال زیر تخته. باز به هَمشون نریز. همون روئیه رو بردار. قاشق رو بیار دَمِ دهنت بعد شربت رو بریز توش که باز نریزیش اون جاها رو نوچ کنی. شربت رو که خوردی درشو ببند، همیشه یادت می‌ره درشو ببندی. قاشقه رم بذار سرجاش که دوباره دنبالش نگردی... مامان، بالاغیرتاً پشت سرش آبم نخور. وقتی پشت سَرِ شربت آب می‌خوری، انگار نه انگار که اصلا شربت خوردی... تا یادم نرفته یه چیزی‌ام بهت بگم.... یادم رفت. یادم اومد بهت می‌گم

 

.

 

 

نور می‌آید.(زن تلفن به دست.)

 



:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : pooya
ت : چهارشنبه 18 مرداد 1391

کسی که از صدا میگفت به لبم مهر سکوت زد
مرا بالایه بالا برد ولی سنگ سقوطم زد
چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم
زتیغ اشکم ریخت ولی من باز خندیدم
سکوتم حرفها دارد ولی چشم و دهان بستم

 

 



:: بازدید از این مطلب : 4356
|
امتیاز مطلب : 26
|
تعداد امتیازدهندگان : 10
|
مجموع امتیاز : 10
ن : vark
ت : یکشنبه 15 مرداد 1391
.

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام


چون نگاه آشنا از چشم یار افتاده‌ام


دست رغبت کس نمی‌سازد به سوی من دراز


چون گل پژمرده بر روی مزار افتاده‌ام


اختیارم نیست چون گرداب در سرگشتگی


نبض موجم، در تپیدن بیقرار افتاده‌ام


عقده‌ای هرگز نکردم باز از کار کسی


در چمن بیکار چون دست چنار افتاده‌ام


نیستم یک چشم زد ایمن ز آسیب شکست


گوییا آیینه‌ام در زنگبار افتاده‌ام


همچو گوهر گر دلم از سنگ گردد، دور نیست


دور از مژگان ابر نوبهار افتاده‌ام


من که صائب کار یکرو کرده‌ام با کاینات


در میان مردم عالم چه کار افتاده‌ام؟



:: بازدید از این مطلب : 3898
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : شنبه 07 مرداد 1391
.
 

منم شنیدم
نبین نکردم کاری
زدم به بی خیالی
گفتم شاید رروغ باشه
گفتم که شاید نباشه
گفتم که اشتباهمه
گفتم که نیست اینکه میگن
گفتم اینم یکی از اون بالای هاست
نفهمیدم خیانتش
نفهمبدم زکر شبش
فقط برای اون شبش
قسم به عشق
به عشق بی پناه برده بودم
که نکنم فشقه کسی
من یه یه بازندام
منم که گیم اور شدم
من رسیدم
به ته خط
منمممممممممم که بی پناه شدم
تو که نبودیییی مثل من
تظاهرات علاقه کرد درونم
ولی از درونت فقط یه تظاهر بود
دلم نمیاد
گلگیتو پیش خدام کنم
دلم نمیاد
بگم
دروغ می گفت
دلم نمیاد
بگم
چطوری شعار می داد
دلم نمیاد
ولی بی جواب هم نمی مونی
همون طوری که من رو شکستی
می شکندت
همون جوری که عذابم دادی
از درون خندیدی
عذابت می  دن می خندن
.
.
.
.

.

.
.
چی بگم (خدا به دادم برس )

 



:: بازدید از این مطلب : 4973
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391
.

من از  رویای حقیقت نام تو را جویا شدم
بر اسمه حقیقت فال تو را جویا شدم
جویای بر اسمت شدم
حرفای روزگارتم این
چنین قلم من را شکاند
رسیدن به عمق دلت
همچنین عهد شکاند
.
.
.
سلام بهانه
غریبی توی غربت
نشستم به راهه لطقت
سنگینس نگاتم
بر قلبم نشست

بی انکه خوب بشناسمت
بفرما داده ام

بی انکه درکت کنم بفرما دادام

اینم فرمان من بود
اینم مجازاته من بود
اینم یه طوری حقه من بود

حقم بود ببینم خیانتت
حقم بود درکت کنم
حقم بود
حقی که از قبلم بود


.

..
شاید یه جور تاوان بود
درگیر عشقت شوم
عشق بی مهرت شوم
عشقی
که جز تظاهر نداشت بر من خیری
عشقی جز شعار نداشت بر من چیزی
عشقه دروغین که عاشقم کرد
این چنین نابودم کرد
از سایه غریبه ها اخر
دشنه ی سادگی کمرم را شکست
 



:: بازدید از این مطلب : 5022
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 05 مرداد 1391
.

 عکس   شعر و متن عاشقانه برای جدایی

برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم

که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت باز گوید.

چرا مرا شکستی ؟چرا؟



:: بازدید از این مطلب : 6093
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : چهارشنبه 28 تیر 1391
مــــن و یــــــــاد تـــــو
بـه سـاز عشـق مـی چـرخـم بـه بـاغ سبـز چشمـانـتبسـاط گـــل بـه لـب دا…رم بیفشـــــانـم بـه دامـــــــانـت؟

 عکس   شعر و متن های عاشقانه و احساسی بسیار زیبا



:: بازدید از این مطلب : 4901
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : چهارشنبه 28 تیر 1391

بین این آدما باید عاقلانه زندگى کرد نه عاشقانه ...

اونیکه قدش به عشق نمیرسه غرورتم بزارى زیر پاش بازم بهش نمیرسه...



:: بازدید از این مطلب : 3300
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 22 تیر 1391
.

 

همیشه تو بن بست زندگى همه برمیگردن سراغ عشق اولشون!

اما چه سخته اون روزى که عشق اولت رفته باشه سراغ عشق اولش!!



:: بازدید از این مطلب : 5748
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 22 تیر 1391
.

 

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش ...

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن ؛ همه رهگذرند



:: بازدید از این مطلب : 5901
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 22 تیر 1391
.

موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران