.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

داستان کوتاه پسرک وظیفه شناس

آرشیو داستان ها

داستان کوتاه پسرک وظیفه شناس,داستان کوتاه

 

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد ، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد . بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد !

 

پسرک پرسید : خانم ، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید ؟

 

زن پاسخ داد : کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

 


داستان کوتاه پسرک وظیفه شناس,داستان کوتاه

 

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد ، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد . بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره . مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد !

 

پسرک پرسید : خانم ، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید ؟

 

زن پاسخ داد : کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد !

 

پسرک گفت: خانم ، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد !

 

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است . .  .

 

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد :  خانم ، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم ! در این صورت شما در یکشنبه زیبا ترین چمن را در کل شهر خواهید داشت ! مجددا زن پاسخش منفی بود !

 

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت ، گوشی را گذاشت .

 

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت : پسر . . . از رفتارت خوشم آمد ؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم !

پسر جوان جواب داد : نه ممنون ، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم . من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند . . .

 

 

تشکر فراوان از ” ۰۪۫E۪۫۰۰۪۫L۪۫۰۰۪۫I۪۫۰ ”  عزیز بابت ارسال این مطلب 



:: بازدید از این مطلب : 3067
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : تهرانی
ت : جمعه 21 شهریور 1393
.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران