.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

 

 

 

گاهی چشم هایم بی اختیار پر از اشک میشود ، آرام وبی صدا . . .
گاهی ابرها میگویند خجالت میکشیم روی زمین بباریم ! به گرد چشم های توهم نمیرسیم !
دلیل این بی قراری ها چیست نمی دانم ، نمیدانم نابود شده ام یا نابودم کرده اند ، به خودم می آیم و میگویم بدک نیست از دنیا هیچ نداشته باشم . . .
همین که کوچه ای داشته باشم برای تنهایی هایم و چشم هایی که برایم عاشقانه ببارند بس است !
با خدا حرف میزنم حرف هایم را خوب میفهمد اما اگر تنها ترین تنهایان جهان باشم خدا برایم کافیست و جانشین تمام نداشته هایم است بازهم من دلم فقط تنگ است . . .


 

 

 

 

گاهی چشم هایم بی اختیار پر از اشک میشود ، آرام وبی صدا . . .
گاهی ابرها میگویند خجالت میکشیم روی زمین بباریم ! به گرد چشم های توهم نمیرسیم !
دلیل این بی قراری ها چیست نمی دانم ، نمیدانم نابود شده ام یا نابودم کرده اند ، به خودم می آیم و میگویم بدک نیست از دنیا هیچ نداشته باشم . . .
همین که کوچه ای داشته باشم برای تنهایی هایم و چشم هایی که برایم عاشقانه ببارند بس است !
با خدا حرف میزنم حرف هایم را خوب میفهمد اما اگر تنها ترین تنهایان جهان باشم خدا برایم کافیست و جانشین تمام نداشته هایم است بازهم من دلم فقط تنگ است . . .

 

همیشه باید یک نفرباشد . . .
تا دست هایت را بگیرد و به حرف هایت که از گلوی خش دارت بیرون می آید گوش کند
تا درد های دلت را برایش بگویی و او آرام در حد چند قطره اشک بریزد . . .
تا بفهمدکه تو پشت این چهره خندان و پرشور جوانی چقدرمردانه وبه زور روزگار میجنگی اماصدایت در نمی آید آری فریاد تو فریاد زیر آب است . . .

 

همیشه بایدیک نفرباشد . . .
که درسخت ترین روزها در کنار تو باشد
که عاشق توباشد و طاقت اشک ریختن تو رانداشته باشد نه اینکه خودش دلیل گریه هایت باشد
که دوستت داشته باشد دوست داشتن یاعشق ؟ دوستت داشته باشد با عشق
از همه اینهاکه بگذریم می بینیم هیچ وقت هیچ کسی نیست که حداقل همراه توباشد ،
اماهیچ کس همراه نیست وتو تنهای اولی !
قدیم ترهاکه کودک بودی واحساست دست نخورده ، فکر میکردی اطرافت پراز آدم هایی است که توبه آنهااحتیاج داری . . . اماباخدشه های پی درپی که به احساست واردمیکنند میفهمی که اطرافت پر از خالی هاست . . .
نگاه که میکنی می بینی فکر میکنی آدم های زیادی هستند اماهرچه دقیق ترنگاه میکنی آدم های اطرافت محو و محوتر میشوند تا جایی که یک لحظه فکر میکنی خداهم با تو خداحافظی کرده و تو ماندی و زندگی !
اماخدابود ، تو هم بودی ، و تو در آغوش خداب ودی میان آن همه خیالات تنها چیزی که واقعیت داشت خدابود که تو در بیشتر روزهای زندگیت اورا فراموش کرده بودی . . .

 



:: بازدید از این مطلب : 2350
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : تهرانی
ت : سه‌شنبه 22 مهر 1393
.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران