من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام دلم از خاطره های بد جدا من از اون وقتهای بی تابی میخوام
من میخوام یه دسته گل به آب بدم آرزوهامو به یک حباب بدم سیبی از شاخهء حسرت بچینم بندازم رو آسمون و تاب بدم گل ایوون بهاره دل من یه بیابون لاله زار دل من
عجب رسمیه ، رسم زمونه خونه مون عیدا ، پر از مهمونه می رن مهمونا ، از اونا فقط آشغال میوه ، به جا میمونه ! کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟ خدا می دونه !