جــــــــام غـــــــــــــم
بــه وبــسایــت جــــــــام غـــــــــــــم خــوش آمــدیــت...
عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
بترس از من از این سیل جدا افتاده مغرور
بترس از من که پر کینه نگاهت میکنم از دور
نخواهم رفت خواهم ماند و روزی باتو خواهم خواند
کلامی را که از چشمم نمیخوانی حدیثی را که جز رویا نمیدانی
برایت مهربان بودم تو میدانستی و نامهربان بودی
به پایت زندگی دادم تو رنجم دادی و در فکر جانم بودی
گرفتی هرچه از من بود چون دشمن مرا پا بستی و رفتی
چه ترسیدی که بگریزم همه پیوندمان بشکستی و رفتی...
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید