.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

بترس از من از این سیل جدا افتاده مغرور

بترس از من که پر کینه نگاهت میکنم از دور

نخواهم رفت خواهم ماند و روزی باتو خواهم خواند

کلامی را که از چشمم نمیخوانی حدیثی را که جز رویا نمیدانی

برایت مهربان بودم تو میدانستی و نامهربان بودی

به پایت زندگی دادم تو رنجم دادی و در فکر جانم بودی

گرفتی هرچه از من بود چون دشمن مرا پا بستی و رفتی

چه ترسیدی که بگریزم همه پیوندمان بشکستی و رفتی...

بترس از من از این سیل جدا افتاده مغرور

بترس از من که پر کینه نگاهت میکنم از دور




:: بازدید از این مطلب : 7334
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : تهرانی
ت : دوشنبه 17 شهریور 1393
.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران