صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟ بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی تا در خانه ببستم، دگر از پای نشستم، گوئیا زلزله آمد، گوئیا خانه فروریخت سر من،
بی تو من در همه ی شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکس
ادامه متن و دانلود این دکلمه زیبا در ادامه مطلب...
صید افتاده به خونم تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟ بی من از کوچه گذر کردی و رفتی بی من از شهر سفر کردی و رفتی قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم تو ندیدی نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی تا در خانه ببستم، دگر از پای نشستم، گوئیا زلزله آمد، گوئیا خانه فروریخت سر من،
بی تو من در همه ی شهر غریبم بی تو کس نشنود از این دل بشکس