.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

متن جدید و زیبای برای بهار { از آرمان }

نمایش تمام نوشته های ارسالی آرمان { نویسنده }

متن جدید و زیبای برای بهار,بهار

 

کنار پنجره ی ایوان ؛ روی طاقچه گلدان بود
درخت سیب بهار که می شد صدایم می کرد ،
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود . . .
مادر بزرگ یادت هست . . . . ؟


متن جدید و زیبای برای بهار { از آرمان }

نمایش تمام نوشته های ارسالی آرمان { نویسنده }

متن جدید و زیبای برای بهار,بهار

 

کنار پنجره ی ایوان ؛ روی طاقچه گلدان بود
درخت سیب بهار که می شد صدایم می کرد ،
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود . . .
مادر بزرگ یادت هست . . . . ؟
دلم همیشه برای قصه ها ی شیرینت تنگ می شد
حالِ تو هم بد می شد ،
اگر حالِ دلم بد می شد
بهار که می آمد
حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ می شد
اصلاًتمام خوشبختی ها درونِ خانه ی تو جمع می شد
مادر بزرگ یادت هست . . . ؟
با خندیدنت
چینیِ شکسته ی دلم بند می شد
دستِ خودم نبود ؛ می مردم اگر یک مو از سرت کم می شد
بهار که می آمد می گفتی . . .
دختری زیبا درونِ کوچه ها قدم می زند
بهار را می گفتی . . .
وقتی تمامِ درختان به شوقِ دیدنش شکوفه می دهند . . .
یادت هست . . . ؟

 

نویسنده : آرمان

 



:: بازدید از این مطلب : 3503
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : تهرانی
ت : پنج‌شنبه 20 شهریور 1393
.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران