.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

متن جدید و زیبای برای بهار { از آرمان }

نمایش تمام نوشته های ارسالی آرمان { نویسنده }

متن جدید و زیبای برای بهار,بهار

 

کنار پنجره ی ایوان ؛ روی طاقچه گلدان بود
درخت سیب بهار که می شد صدایم می کرد ،
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود . . .
مادر بزرگ یادت هست . . . . ؟


متن جدید و زیبای برای بهار { از آرمان }

نمایش تمام نوشته های ارسالی آرمان { نویسنده }

متن جدید و زیبای برای بهار,بهار

 

کنار پنجره ی ایوان ؛ روی طاقچه گلدان بود
درخت سیب بهار که می شد صدایم می کرد ،
سایه اش را می گویم
همان جایی که استکان و قوری
برای چای خوردن بود . . .
مادر بزرگ یادت هست . . . . ؟
دلم همیشه برای قصه ها ی شیرینت تنگ می شد
حالِ تو هم بد می شد ،
اگر حالِ دلم بد می شد
بهار که می آمد
حوضِ ماهی ها چه خوش رنگ می شد
اصلاًتمام خوشبختی ها درونِ خانه ی تو جمع می شد
مادر بزرگ یادت هست . . . ؟
با خندیدنت
چینیِ شکسته ی دلم بند می شد
دستِ خودم نبود ؛ می مردم اگر یک مو از سرت کم می شد
بهار که می آمد می گفتی . . .
دختری زیبا درونِ کوچه ها قدم می زند
بهار را می گفتی . . .
وقتی تمامِ درختان به شوقِ دیدنش شکوفه می دهند . . .
یادت هست . . . ؟

 

نویسنده : آرمان

 



:: بازدید از این مطلب : 3526
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : vark
ت : پنج‌شنبه 20 شهریور 1393
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


موضوعات
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید